نغمه های شاعری

شـــاعری سیب به دست
 
قوام السلطنه 2
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳ : توسط : مهدی ا. هومن

قوام در آخرین روزها با دوستانی که در مجلس داشت گفتگو کرد تا طرح استیضاح وی را به مجلس ببرند . طرح استیضاح به مجلس برده شد . قوام به سفیر شوروی گفت که با توجه به اینکه مجلس در دست اوست به هیچ وجه استیضاح نخواهد شد . قوام برای پاسخگویی به مجلس رفت و عملاً‌از خود دفاعی نکرد . تا آن لحظه هنوز نمایندگان دارای اکثریت آرا برای استیضاح او نبودند . تنفس اعلام شد و در بین تنفس قوام با گفتگو با نمایندگان مجلس آنان را متقاعد کرد که بی کفایتی خود را در مسائل مملکتی اثبات کرده و عده ای از نمایندگان متعجب بودند که او چرا بر علیه خود توصیه می کند . بعد از تنفس قوام السلطنه از سمت نخست وزیری ایران عزل شد . استالین با مشاهده استیضاح قوام خواست که نیروهای خود را مجدداً‌به خاک ایران بازگرداند چراکه او قوام را متحد خود می دانست اما آمریکا به شوروی اخطار کرد چرا که آمریکا هم قوام را دوست خود می پنداشت و فقدان او را در مملکت فقدان یکی از مهره های خود می دید . استالین در پیامهایی به قوام از او خواست تا مساله تصویب مجلس برای جدا شدن آذربایجان را پیگیری کند و قوام السلطنه در پیامی برای او گفت که همانطور که شما می دانید قرارداد بین استالین رهبر شوروی و قوام السلطنه نخست وزیر ایران بسته شده بود و قوام اکنون نخست وزیر نیست و بنابراین قرارداد سندیتی ندارد . استالین بزرگترین شکست سیاسی خود را متحمل شد و قوام السلطنه در حالی که در خانه شخصی خود در ده قلهک نشسته بود و ناسزای ملتی را که او را نوکر آمریکا می پنداشتند تحمل می کرد به آمریکا و شوروی می خندید . در سالهای بعد شوروی پرونده های زیادی را برای قوام ساخت و او را دست نشانده آمریکا اعلام کرد . همان داستانهایی که امروز در مدارس ما به کودکان می آموزند و در بوق می دمند اما قوام نشان داد که می توان آبروی خویش را داد و آبروی میهن را خرید و تا ابد جاودان ماند . او گویی رسالت خویش را تنها در بازپس گیری آذربایجان از شوروی می دانست و با انجام این رسالت از صحنه سیاست ایران کنار رفت . شاید به خاطر همین خدمت به میهن بود که در سال 1381 خانه او را در خیابان یخچال کوبیدند و  دو آپارتمان شیک 16 واحدی از آنجا به آسمان رفت تا همگان بدانند اینجا اگر کسی وطنش را بپرستد خانه اش را ویران می کنند .