نغمه های شاعری

شـــاعری سیب به دست
 
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۱ : توسط : مهدی ا. هومن

ساعت 1330 دقیقه روز پنجشنبه خود را با شوق زیاد به محل نمایشگاه کتاب تهران رساندم کاری که در طول این بیست و یک سالی که نمایشگاه بر پاست همه ساله بجز یک سال آن را انجام داده ام . البته من آن سالهای اول را یادم نیست چون به صرف اینکه خانواده مرا با خود به نمایشگاه می بردند در آنجا حضور داشتم و مثل این سالها حضورم در آن فعال نبوده است .


بگذریم از عده ای که برای صرف وقت در محوطه نمایشگاه برای استفاده از هوای آزاد نشسته بودند حضور مردم بسیار زیاد و قابل تحسین بود . در طول بازدید از نمایشگاه نکاتی مثبت و منفی به ذهنم رسید که بیان آن خالی از لطف نیست .

وجود این گونه نمایشگاهها برای کشور ما و ارتقاع سطح کتابخوانی در آن بسیار مفید است . فروش کتابهای تست دانشگاهی فوق العاده بود و ناشران این کتابها به گفته خودشان فروش بالایی را بدست آوردند . غرفه های کتاب کودک که امسال فضای زیادی را به خود اختصاص داده بودند شلوغ ترین غرفه ها را شامل می شدند . نکته قابل توجه استقبال وسیع پدران و مادران از غرفه کتاب کودک بود که این نشان از توجه آنها به کودکان دارد و امید است که نسلی که در آینده پدید می آید کتابخوان تر از نسل ما باشد . ناشران خارجی برای اولین بار در طول سالهایی که من به خاطر دارم کتابهای جدید را در نمایشگاه در معرض دید عموم گذاشته بودند .( لااقل در رشته کامپیوتر که اینگونه بود ) . خوب یادم هست که در سالهای گذشته این ناشران کتابهای چندین سال پیش خود را برای نمایش آورده بودند اما امسال کتابهای 2007 و 2008 را می توانستی در نمایشگاه مشاهده کنی . وضعیت طرحهای روی جلد بسیار خوب بود و کیفیت طراحی روی جلد کتابها بهتر از سال گذشته شده بود .

از خوبی های نمایشگاه کتاب گفتیم ، کمی هم از نواقص آن بگوییم . گمان می رفت با انتقال نمایشگاه از محل دائمی آن به فضای بزرگتر مصلی برنامه ریزی بهتری نیز انجام گیرد . جمع کردن همه ناشران در زیر یک سقف ظاهراً‌به منظور بازدید بهتر بازدید کنندگان انجام می گرفت ولی بازدید کنندگان باید یک راهروی طولانی را طی می کردند تا به انتهای آن و راهروی بعدی برسند ، آن هم در بین فشار جمعیت . به راستی برای برخی بازدید کنندگان نفس کشیدن هم سخت بود چه رسد به بازدید از غرفه ها . (‌ البته من به آینده امیدوارم اگر فکری که می کنم درست باشد زیرا رواق غربی مصلی در حال ساخت بود و اگر این فضا در سال آینده به ناشران اختصاص یابد گمان می کنم وضعیت نمایشگاه بهتر شود ) . دیگر اینکه جای بسیاری از کتابهای ادبی زیبا نظیر رمان های صادق هدایت و صادق چوبک در نمایشگاه خالی بود . در آخر وضعیت بازدیدکنندگان شهرستانی است که بسیاری از آنها به وسیله اتوبوس از شهرستان به نمایشگاه آمده بودند . امیدوارم نمایشگاههای مشابهی در مراکز استانها مانند تبریز، شیراز ، سنندج و زاهدان برگزار گردد تا هم از بار جمعیت بازدید کننده نمایشگاه تهران کاسته شود و هم بازدید کنندگان در تهران یا شهرستانهای مربوطه بتوانند با آرامش بیشتری به بازدید غرفه ها بپردازند . باید دید هدف ما از برگزاری نمایشگاه در زیر یک سقف و در یک شهر کمیت است یا کیفیت . به هر حال یادمان باشد که هنوز طبق آمارهای بین المللی سرانه مطالعه در ایران سالیانه 2 دقیقه و 27 ثانیه است .

من با توجه به علاقه و تخصص خودم مطالبی را که از نمایشگاه برداشت کردم نوشتم و خوشحال می شم دوستان دیگه هم اگه نکاتی به نظرشون می رسه یا اگه فکر می کنن من نکته ای رو اشتباه گفتم به من گوشزد کنند.