نغمه های شاعری

شـــاعری سیب به دست
 
فردوسی
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٦ : توسط : مهدی ا. هومن

در فصل شعر سوزی شاعری آمد . دهقان زاده ای بزرگ که با کلامش کاخ ادب پارسی را از زیر توفان شن بیرون کشید و آن را به فرزندانش سپرد . حکیمی که در زمان زندگیش توسط سیاه فکران پر لقب تکفیر گشت و در مرگش اجازه ندادند جسد مجوس کافر کیش جهنمی نمایی چون او در گورستان مسلمین دفن گردد ،‌اما امروز اندک اثری از آن گورستان باقیست و بارگاه او زیارتگاه عاشقان ایران زمین شده است . اگر او نبود تکلم ما به زبان عربی بود و خلیج همیشه فارس نیز . او بود که گفت   :


به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

و خود خداوندگار ادب و خرد پارسی گشت تا در زیر پرتو کاخ او سعدی و حافظ برویند .او بود که فرهنگ مشرق زمین را تغییر داد . شاهنامه اش به راستی نامه شاهانه ادب ایران شد ، تاریخ نامه ای برای گذشته و آینده ایران به یادگار گذاشت و نگاشت که

ز ایران و از ترک و از تازیان

نژادی پدید آید اندر میان

نه دهقان نه ترک و نه تازی بود

سخنها به کردار بازی بود

اینک او نیست و تکفیر کنندگانش نیز حال جهان قضاوت می کند که کدام ماندگار ترند . جهان او را بزرگ می دارد زیرا که ایستاد تا دیگران ایستادگی را از او آموزند . زندگی و مرگش خود حدیثی شد تا با خواندن آن همه بفهمند و بدانند که آزادگی هزینه دارد و بهایش هر چند زیاد اما تلخ نیست ، سربلندی است . هفته بزرگداشت فردوسی پدر شعر پارسی بر او و بر عاشقانش مبارک امید است پیشنهاد عده ای ادب پرور توسط یونسکو مورد قبول قرار گرفته و سال آینده خورشیدی سال بزرگداشت فردوسی نام گیرد.  ای کاش این شعر دارا و سارای مرا فردوسی پیش از من می سرود که : دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد/ بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد .هرچند شعر دارا و سارا کجا و اشعار زیبای حکیم فردوسی کجا .افسوس که مردم ما شاهنامه فردوسی را نمی خوانند . کو آن حکیم طوسی شهنامه ای سراید /شاید که شاعر ما دیگر زبان ندارد / هومن تو دیدی آخر ایران خفته در خون / جز نام هیچ.....