نغمه های شاعری

شـــاعری سیب به دست
 
نقدی بر سجده سیب
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۳ : توسط : مهدی ا. هومن

تقدیم به دوستان عزیز  

قبل از اینکه بخوام در مورد شعر سجده سیب یه توضیحاتی رو بدم جا داره از یه دوست خوب تشکر کنم که پا به پای من یا بهتر بگم پیام به پیام من بهم کمک کرد . اون دوست هم خانم مریم مدیر وبلاگ به همین سادگی است که تو این دو ماه خیلی به من کمک کرده . خوبی تبادل فکر همینه که آدم به اشتباهاتش پی می بره . مقصود من هم کاملاً‌همین هست که همه ما بتونیم با همدیگه سطح دانش رو بالا ببریم .


همینطور که شما هم داستان آدم و حوا رو می دونید 2 افسانه و 1 نظریه علمی راجع به خلقت هست . ما با نظریه علمیش کاری نداریم اما اون دو داستان :

1. خدا آدم رو توی بهشت خلق کرد و بعد از مدتی که آدم تنها بود خدا حوا رو از دنده چپ آدم آفرید و بهشون گفت هر کاری می خواین بکنید فقط از درخت سیب که درخت معرفت و شناخت خوبی و بدی هست نخورید که از ستمکاران می شوید یا به عبارت تورات می میرید . شیطون اومد و آدم و حوا رو فریب داد و حوا اول سیب رو خورد و به آدم هم داد . آدم هم از تعارف حوا بدش نیومد و بعد از خوردن اولین چیزهایی که فهمیدن لخت بودنشون بود و زیبایی که توی وجود همدیگه پیدا کردن . خدا اومد و اون دو تا رو به خاطر این گناه به زمین تبعید کرد و برای شخص حوا مجازاتهایی رو به طور اختصاصی در نظر گرفت که یکیش این بود که حوا و نسلش رو نصف آدم کرد . در تفسیر المیزان اومده که آدم چون پیامبر بوده رسماً گناهی نکرده بلکه خدا نخوردن سیب رو از روی خیر خواهی به آدم و حوا گفته بود و دستور نداده بود. اما من از کسانی که عربی را می دانند می پرسم که لا تقربا در عربی چه معنی می ده ؟ این نظریه نظریه غالب هست  (‌ قرآن سوره بقره آیه 30 تا 39 ،‌ کتاب عهد عتیق آفرینش باب 2 تفسیر المیزان جلد اول صفحه 220 به بعد حلیه المتقین جلد 4 نزول آدم و حوا ، النکت الاعتقادیه صفحه 17 به بعد)

2. آدم و حوا از میان یک گل زیبا در زمین باهم و روبه روی هم آفریده شدند به طوری که به محض به دنیا اومدن نگاهشون به هم خورد و با هم گفتن : به به تو چه زیبا هستی . و به مرور زمان شناخت پیدا کردن دیگه درخت سیب آگاهی وجود نداشت و همجنین عدن که اونها داخل آن زندگی می کردند مکانی بوده که با توجه به افسانه های سومر و آشور و اکد که در کتاب انجمن محققان شوروی آمده و از ترجمه کتیبه های آنها می توانیم بفهمیم که عدن چه ناحیه ای از زمین بوده . این داستان غیر غالب هست . (‌ کتیبه میترا ، میتراییسم ، پیدایش انسان ، آیین اساطیری )

از اون به بعد سیب سمبل فریب شیطان شد و توی داستانهای مختلف هم داریم که چطور افراد با سیب فریب می خورن . داستانهای مختلفی در مورد زندگی آدم و حوا اومده و من زمانی که از استادم آیت ...  یک سوال مشابه در دین پرسیدم  و سوالم به طور مرتب تکرار شد و با هر جواب ایشان سوال دیگر پیش می آمد گفت :‌ پسرم شما از شاگردان باهوش من هستی این سوالات فرعی رو نپرس .

حالا اگه داستان اول درست باشه چی میشه ؟ داستان دوم درست باشه چی میشه ؟ دلیل خدا خوندن و سجده کردن من در شعر به سیب به خاطر خالق بودن اندیشه توسط اون هست طبق گفته داستان. این داستان یک نوع پیام هم هست برای کسانی که دوست دارند حوا رو نصف آدم بکنند .

این یک شعر هست با دیدی متفاوت به ماجرا . خانم نرگس که پیام فرستادید و پرسیدید چرا جواب ایمیل دوستانتون رو ندادم .آخه جواب بی احترامی چی میتونه باشه ؟ سوالی پرسیده نشد . و باید بدونید نهایت بی احترامی به یک شخص این هست که از اون بپرسید دینت چیه ؟ این نقض صریح قوانین حقوق بشر هست . مطمئن باشید من عبادتم رو به سمت سیب نمی کنم . مگه شما آقای معلم رو بازخواست می کنید که میگه نمازم را به سمت فکه می خوانم .  

نمی دونم به قدر کافی توضیح دادم یا نه ؟ باور من همون باور علمی است که وجود داره . و البته از داستان دوم لذت می برم . دوست دارم از شما دوستان بدونم که کدام داستان رو دوست دارید ؟ اگه سوال خاص یا انتقادی دارین که من به اون جواب ندادم اگه بپرسید با کمال میل پاسخ میدم . یادتون باشه انتقاد راه سازندگی رو هموار می کنه پس منتظر انتقادهای زیبای شما هم هستم .