نغمه های شاعری

شـــاعری سیب به دست
 
طبیعت
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٢ : توسط : مهدی ا. هومن

این تصویر از دهی است در شمال کشور که به دلیل موقعیت توریستی منطقـــه ، بسیـاری از سـاکنان جدیـد آن را شهرنشینانـی تشکیل می دهند که در آنجا ویلا دارند . ناحیه ای که پشت به کوه مملو از جنگل و رو به دشت سبز دارد . تا قبل از ورود این شهر نشینان مردم ده با پول خود این سطل زباله را تهیه کرده بودند تا محلی برای جمع آوری زباله های خود داشته باشند اما با هجوم این شهرنشینان خوش نشین ورودی این ده زیبایی خود را از دست داده .


کاش می دانستیم می توان خوش بود و جنگل و کوه را دوست داشت . این شعر تقدیم به کسانی که عاشق زندگی هستند .

 

ته این باغچه سبز خدا

نور یک کلبه جامانده ز شهر

زندگی می سازد

باغ و دشت و گل سرخ

عاشق عاشقی است

کلبه چوبی هم

سرخوش از زندگی است

کاش می فهمیدیم عشق ، زیبایی را

کلبه چوبی را

باغ را

گلها را

این هوا را که خدا می دمد و

زندگی می تپد و

کهنگی می درد از انسانها

کاش می فهمیدیم

عاشق کلبه شویم

عاشق دشت و چمن

جنگل و بیشه شویم

هم قسم این جنگل

خانه من و تو است

خانه عاشقی و زندگی است

زندگی تقدیم کن نسلها از پی هم

کاش می فهمیدیم

عشق یعنی دوستی با برگ گل

مهربانی با خاک

زندگانی با آب

عشق یعنی یک پل

از گل و کلبه و دشت

تا به عرش ملکوت