نغمه های شاعری

شـــاعری سیب به دست
 
فرهنگ
ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٤ : توسط : مهدی ا. هومن

این روزها یه بحث داغ تو محافل فرهنگی در گرفته . استاد عزیزم هاله . م  با عنوان " بیا چلوکباب نذری بخوریم " دو صفحه روزنامه ...... رو اختصاص داد به وضعیت ماه محرم که گذشت و این پرسش رو داشت که وقت اون نشده که چشم و هم چشمی رو از مراسم محرم حذف کنیم و به جای پرداختن به نحوه نذری ها و قیمه محرم به بعد معنوی آن بپردازیم . این جنجال به مراسم اربعین هم کشیده شد که برادرم بهش زنگ زد و گفت : تو مرض داشتی که اینو نوشتی بیا بریم اربعین یه جا که کامل گزارش تهیه کنی تا بفهمی مشکل قیمه نیست . منم که فضول بودم دنبالشون راه افتادم دیدم به به چه باشگاهی ، چه نذری ، مرصع پلو ، بره کباب شده ، باقالی پلو ، کباب کوبیده ، زرشک پلو ، دسر بستنی و ژله . ماشاا... اکثر دعوت شده ها هم از فرهنگیان بازار بودند !!! این مرد فرهنگ که کنار من بود گفت : تو چرا نمی خوری جوون . بله اونجا بود که فهمیدم آنهایی که باید کاری بکنند برای این سوال دوستم تره خرد نمی کنند . از اونجا که بیرون اومدیم برادرم گفت : حالت جا اومد تا تو باشی فضا رو کثیف نکنی . هاله . م گفت :  اینجا کجا بود . من فکر می کنم باید پرونده فرهنگ عاشورا رو ببندم . اما به جنبه دیگری از فرهنگ آن زمان بپردازیم یعنی سینما . به به چه فیلمهایی دوستان از علی شاه حاتمی ، دستهای آلوده از سیروس الوند و از همه مهم تر شاهکار سینمای ایران فوتبالیستها از علی اکبر ثقفی با بازی درخشان محمد پروین . این وسط طعم گیلاس عباس کیا رستمی که فیلم فلسفی بود آبروی این فیلمها رو برد و به سینمای اندیشه ای ایران عزت داد . جانم ؟ تیتر روزنامه ها ؟ صدا و سیما ؟ هنوز تازه چند روز گذشته الان تیترها و مجریهای صدا و سیما دیدنی نیستن به موقع به اونها هم می رسیم اون موقع فکر کنم کشتی وسط آب باشه . عاقبت هاله ؟ یه مدت که معتاد بود و آواره ، حالا هم بیچاره داره بچه داری می کنه و بیکاره