نغمه های شاعری

شـــاعری سیب به دست
 
بهت در ساحل
ساعت ٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٩ : توسط : مهدی ا. هومن

به دریا رفته بودیم برای متاعی گران بها . برای اینکه بتونیم تو هوای دریا نفس بکشیم . برای اینکه بتونیم دستای پریای دریایی رو بگیریم ، که گرفتیم اما افسوس که نسل دیگه گفت : ملوانها مانکن هستند ، سیر هستند ، احمق و نادان هستند . افسوس درک نکردند مفهوم نامه نگاری رو ، هنوز به فکر کفتر بازی بودند . افسوس نمی دونستند هوای تازه دریا در یک لحظه به وجود نمی آد ، وسط دریا هست که هوا تازه می شه . نمی دانستند ملوانها جادوگری بلد نیستند . از ملوانها نامه های عاشقانه می خواستند اما خود عاشق نبودند .