رمضان

یک رمضان دیگر آمد . نمی دانم چه بنویسم که دیگر همه چیزمان عوض شده است تنها یک شعر قدیمی و تکراری متعلق به سالهای دور و آرزوی نیکی  :‌

امشب که در نماز عزم یار می کنم

با بوسه های سرخ تو افطار می کنم

آرام جــــــان ز خیــــالت ندارم و

آن را حواله به وعده دیدار می کنم

دل گرچه صد هوس پوچ می کند

از بهر تو زلال و خریدار می کنم

از امتداد بوســـه تو تا سر ((سحر))

جان را شکسته ساغر و بیمار می کنم

از طعم آن شراب لبت مست و بی خودم

از شرم بوسه های تو انکار می کنم

از زلف سرکجت به نماز ((سحر )) رسم

سجده بر آن دو چشم پری وار می کنم

تو قبله ای برای هومن و در این مدار عشق

دل را برای عشق تو پرگار می کنم

/ 2 نظر / 12 بازدید
رقیه

شعر رمضانیان خیلی خوب بود

رقیه

عشق من وتو رو هم خوندم عالی در حد تیم ملی