معشوق

معشوق گل یاس و ، مینای بهارانی

بوی خوش لحن تو اسباب پریشانی

گویند که عشق تو کفر است مرا هر دم

گویم تو خداوندی ، عشق است مسلمانی

ای گل زده گیسویت ، سیب است گل رویت

کفر است مرا کویت ، کفرت به چه آسانی

مریم ز تو روییده ، چشمان تو را دیده

چشمان من از چشمت ، ابری شد و بارانی

/ 13 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

چه خوب که هنوز یادی از معشوق می‌کنیم[گل]

دامون

این روزها آدم عاشق هم پیدا میشه!!! معشوق!!! به نظرت چند تا نسل بعد از ما هنوز معنی این کلمه رو می فهمند؟ یا اینکه من خیلی بدبین شدم؟!!

1

درود بر دوست گرامی شما رو لینک کردم موفق و تندرست باشید در پناه خرد[گل][گل][گل]

مجید

تو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیاه هوایی شده بره پابوس امام رضا اما هی فکر میکنه اونجا جای کفتراست آخه من کجا برم یه کلاغ که روسیاس من که توی سیاهیا از همه رو سیا ترم میون اون کبوترا با چه رویی بپرم تو همین فکرا بودش کلاغ عاشق ما یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون که یهو صدایی گفت تو نترس و راهی شو به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو

محسن فتحی

واقعا لذت بردم. خیلی زیبا بود. (غریب)[گل]

ندا

امروزه روا و نا روا مثل همند نفرین تو و دعای ما مثل همند فرقی بین قناری و کرکس نیست اینجا همه پرنده ها مثل همند

شادی

واقعا زیبا بود. خیلی به دلم نشست. یاد شعرایی افتادم که یه زمانی می نوشتم.البته به این زیبایی نبودن اما از نظر مفهوم نزدیک بودن. واقعا تبریک می گم به خاطر ذوق زیبات.