پنجشنبه

پنجشنبه چه روز خوبی بود 

کافه ی نادری و بوی لبت 

عطر قهوه کنار شعر بهار 

داستان دو چشم و ناز تنت 

پنجشنبه چه روز خوبی بود 

عکسهای گذشته را دیدم 

دهه ی بیست تا چهل شاید 

از ته دل دوباره خندیدم 

پنجشنبه چه روز خوبی بود 

پابه پا تا سر منوچهری 

لاله زاری که روشنه اما 

با چراغ غرور و بی میلی 

عکس سلفی ما دو تا باهم 

نبش غربی سینما برلن 

جایی که بعد پیشرفت شده 

دکه ی اولترا یا بهمن 

فوتو کارلو یه عکس خوب و قشنگ 

من و تو پشت پشته هم دادیم 

چشمهامون به همدیگه میگه

هردوتامون چقدر دلشادیم

توی دروس جنب باغ قوام 

لب جوبی که تا ته باغه 

روی آبش که پاک و شفافه 

عطر موهاتو باز میاره 

پنجشنبه چه روز خوبی بود 

دست در دست من تو خندیدی 

معنی پنجشنبه ی خوبو 

توی چشمای شاد من دیدی 

خاطرات قشنگ تهرانم 

توی مغزم کمی ورق خورده 

پنجشنبه چه روز خوبی بود 

حیف این خاطرات ما مرده


#مهدی_ازوج_هومن 

@mehdiezoj

/ 0 نظر / 8 بازدید