دوست داشتن

یادش به خیر اون روزها خانم شیرازی چه معلم خوبی برای من بود . اون سی سالش بود و من 19 سال . شاید بهترین رئیسی که من داشتم . جوان بود اما با تجربه هم بود . همیشـه حرفها و خاطراتش رو با من تقسیم مـی کرد . خوب یادم می آد اون روزی رو که کنار من نشست و گفت : ببین مهدی هر وقت خواستی به یکی بگی دوستش داری ، اگه حتی خیلـی هـم عاشقش شدی 6 ماه صبر کن ببین برات صبر می کنه یا نه ؟ بعد از 6 مـاه بهش بگـو دوستش داری اگـه واقعــاً دوست داشتــه باشه اونم واســه تو منتظــر می مونه . امیدوارم خانم شیرازی موفق باشه درسهای زیادی بهم داد . واسه همینه که من همیشه صبور هستم و منتظر . بعد بهش بگم

می روم گل می خرم ،باید بفهمد عاشقم 

گل برایش می برم باید بفهمد عاشقم 

/ 7 نظر / 5 بازدید
مریم ربیعی

[خنده] صبر . کاش منم خانم شیرازی داشتم شاید صبور می شدم .اصلا نمی تونم هضم کنم آخه برای چی صبر . اونم برای مسئله به این مهمی ؟؟

مریم ربیعی

میگم راه شمال کار داده دستت فکر کنما قرار بود نظریه علمی بنویسی نه از دوست داشتن

مجید

دوستت دارم مهدی جان هزار تا[گل][ماچ]

نرگس گ.

سلام. از خوشامدگویی شما ممنونم. اول صبح که سراغ وبلاگم اومدم نظر یک نویسنده سیب به دست را به فال نیک گرفتم چون واقعا من از تمام میوه ها سیب را بیشتر دوست دارم.

رها

شاید... اما گاهی لازم به گفتن هم نیست.

چای سبز

وقتي طرفت نميدونه دوستش داري چطور انتظار داري برات منتظر بمونه؟ [چشمک]

مریم ربیعی

[خنده] عجب نظری گذاشتم هنوزم همونم کاش منم خانم شیرازی داشتم